همزمان با گذشت ۱۰۰ روز از اعتراضهای خیابانی ایرانیان در جریان انقلاب ملی دیماه ۱۴۰۴، اکنون گزارشهای دریافتی از شهرهای مختلف ایران نشان میدهد سرنوشت بسیاری از بازداشتشدگان این اعتراضات همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد و خانوادههای آنان در شرایطی سرشار از فشار، بیخبری و نگرانی، روزگار میگذرانند.
در کنار این وضعیت مبهم، گزارشها از صدور احکام سنگین از جمله اعدام برای برخی بازداشتشدگان، نگرانیها را بهطور چشمگیری افزایش داده است. بهخصوص آنکه پس از اعدام بیش از ۱۰ نفر از معترضان دیماه در روزهای گذشته، امروز دوشنبه ۳۱ فروردین، غلامحسین محسنی اژهای، رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی، مجددا تهدید کرد که «در شرایط جنگی، هرکس هر اقدامی علیه نظام میکند، با دشمن آمریکایی و اسرائیلی در یک راستا است و باید با او فورا برخورد شود».
در یک مورد، ایندیپندنت فارسی مطلع شد که محمدرضا مجیدی اصل و همسرش بیتا همتی، همراه با بهروز زمانینژاد و کوروش زمانینژاد، در پروندهای مشترک در دادگاه انقلاب تهران، به اعدام محکوم شدهاند. این حکم درباره امنیت جانی این چهار نفر نگرانیهای جدی ایجاد کرده است.
در موردی دیگر، رضا بازدار، اهل گرگان که شب چهارشنبهسوری بازداشت شد، در شرایطی مبهم و بدون دسترسی به وکیل انتخابی، با حکم اعدام مواجه است.
مهدی عسگری، دانشجوی سابق دانشگاه صنعتی شریف که ۲۰ دی در تهران بازداشت شد، هم با اتهام سنگین «محاربه» روبرو است و به گفته نزدیکانش در مکالمه با ایندیپندنت فارسی، خطر صدور حکم اعدام برایش وجود دارد.
گزارشهای دریافتی همچنین از وضعیت نگرانکننده معین کریمی، جوان ۳۲ ساله اراکی معترض به جمهوری اسلامی حکایت دارد. دوستانش به ایندیپندنت فارسی خبر دادند که او تحت شکنجه جسمی و روانی شدید وادار به اعتراف اجباری علیه خود شده و حالا با اتهام سنگین «محاربه و بغی» روبرو است. طبق قوانین جمهوری اسلامی، مجازات این اتهامها «اعدام» خواهد بود.
محبوبه شعبانی، ۳۳ ساله از مشهد نیز به اتهامی مشابه در زندان وکیلآباد این شهر نگهداری میشود و به دلیل اینکه بستگانی ندارد، پیگیری حقوقی و حمایت از او دشوارتر است.
درباره آرش مقنی که ۱۸ دی در مشهد بازداشت شد، هم به گفته نزدیکانش بر اساس تنها ملاقاتی که داشتند، آثار شدید شکنجه از جمله شکستگی دندانها دیده و وضعیت جسمی او «نگرانکننده» توصیف شده است.
فرشاد محمودیان، ورزشکار اهل لردگان، که پس از مجروح شدن در اعتراضات دیماه، بازداشت شد، به گفته منابع، تحت فشار و شکنجه شدید برای قبول اتهام «قتل یک مامور بسیج» قرار دارد.
در میان اسامی بازداشتشدگانی که برای ایندیپندنت فارسی ارسال شده و جانشان در خطر است، افراد جوان و نوجوان زیادی دیده میشوند. ازجمله ابوالفضل دوخت، ۱۸ ساله و بازیکن فوتبال در گیلان که از ۱۹ دی در بازداشت به سر میبرد و وارد کردن اتهام «محاربه» علیه او، اعضای خانوادهاش را با دلهرهای بزرگ مواجه کرده است.
بهاره گلچین، ۱۷ ساله از مشهد، هم چند روز پس از اعتراضات ۲۰ دیماه بازداشت شد و اعضای خانوادهاش میگویند از آن زمان تاکنون هچ اطلاعی از محل نگهداری و وضعیت سلامتی او در دست نیست.
پیامها و مستندات ارسالی دیگر برای ایندیپندنت فارسی هم نشان میدهد حدیث حقیقی، جوان معترض ۲۱ ساله و بلاگر اهل ارومیه که در دیماه پس از یورش نیروهای امنیتی به منزلش، بازداشت شد، تاکنون هیچ تماس گرفته و ملاقات عمومی با وکیل و اعضای خانوادهاش نداشته است و کسی از وضعیت سلامتیاش خبری ندارد.
سارا سپهری نیز به دلیل شرکت در تجمعات اعتراضی شیراز بازداشت شد و با وجود بیماری و نیاز به مراقبت پزشکی، از وضعیت او اطلاعی در دست نیست.
در میان بازداشتشدگان، افراد مسن یا مبتلا به بیماریهای خاص نیز دیده میشوند. از جمله فریده کتابی، مادر یک زندانی سیاسی سابق که در ارومیه بازداشت شد و با توجه به نیاز به تزریق انسولین، وضعیت سلامتی او نگرانکننده گزارش شده است. کامران اسداللهپور هم که از ۲۴ دیماه در اهواز بازداشت شد، به بیماری قلبی مبتلا است و به گفته نزدیکانش دسترسی کافی به دارو ندارد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
از دیگر موارد میتوان به بازداشت هومن فروهری، موبدیار زرتشتی در کرمان، و همسرش، مینو مهربانی، اشاره کرد که گفته میشود تحت فشار برای اعتراف اجباری قرار دارند. مینو اندخس، شهروند بهائی در ساری، سیامک صادقی چهرازی، فعال صنفی معلمان در خوزستان، و آرمان حاجمحمدی، دانشجوی کارشناسی ارشد در یزد، از دیگر بازداشتشدگانیاند که نزدیکان آنان با توجه به اتهامات سنگین مطرحشده در دادگاه، بهشدت نگران امنیت جانی آناناند.
در همین حال علیرضا رئیسی ۲۰ ساله، هنگام حضور بر مزار یکی از کشتهشدگان این انقلاب ملی در آرامستان باغ رضوان اصفهان، بازداشت شد و با وجود تماس کوتاه، خانوادهاش همچنان از محل دقیق نگهداری و وضعیت سلامتیاش بیاطلاعاند. آریا موسوی رکعتی، ۲۰ ساله اهل ایذه نیز با خشونت در منزل بازداشت شد و نگرانیها درباره امنیت جانی او بالا گزارش شده است.
در کنار این موارد، فشارها و تهدید امنیتی خانوادهها برای سکوت همچنان ادامه دارد. یک مادر ۵۲ ساله از تهران که پسرش ۱۹ دی بازداشت شد، به ایندیپندنت فارسی میگوید: «فقط دو تماس کوتاه داشتیم. هر بار هم گفت حالم خوبه، ولی نمیدانیم کجا است. هر جا میرویم، میگویند اینجا نیست. ۱۰۰ روز است در این بلاتکلیفی هستیم.»
پدر یکی از بازداشتشدگان ساکن کرج هم میگوید: «چند بار به ما گفتند اگر با رسانهها صحبت کنید، وضعیت بدتر میشود و دیگر اعضای خانوادهتان را هم بازداشت میکنیم.» در اصفهان، خواهر یکی از بازداشتشدگان هم به ما گفت: «نمیدانیم زنده است یا او را کشتند. آخرین تماسش خیلی کوتاه بود. فقط گفت قوی باشید و جلو اینها سر خم نکنید.»
در مشهد، یکی از دوستان یک فرد بازداشتشده میگوید: «اول گفتند چند روزه آزاد میشود، اما حالا سه ماه گذشته و خانوادهاش هیچ خبری ندارند. با کمال وقاحت هم میگویند اگر حرف بزنید، فورا حکم اعدامش را صادر میکنیم.»
در شرایطی که دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، اخیرا تعداد کشتهشدگان اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه در ایران را «حدود ۴۵ هزار نفر» اعلام کرده که نشان دهنده بزرگترین کشتار خیابانی تاریخ معاصر در ایران است، اکنون آنچه در روایتهای مردمی مشترک است، نه فقط عدد و آمار، بلکه تجربه مشابه بیخبری، فشار و فرسایش روانی است. برای بسیاری از این خانوادهها، اعتراضهای دیماه هنوز پایان نیافته و پرسشهای اصلی همچنان بیپاسخ مانده است: فرزندانشان کجا هستند و آیا روزی به خانه بازخواهند گشت؟

